يا ابالفضل!
علم ها رو، كتل ها رو بيارين
دوباره نوحه خونا دم بگيرن
خيابونا تونو مشكي بپوشين
بذارين كوچه ها ماتم بگيرن
دوباره سردرامون ... يا ابالفضل!
سراي بيرقا رو دوش باده
صداي سنج پيچيده تو كوچه
چه قد زنجيرزن اينجا زياده
تنورا چند قرنه گر گرفتن:
"سر مولا يه شب تو خونه ي ما"!
چه مي شد ظهر غربت داغ زنجير
مي اومد رو سر و رو شونه ي ما
ديگه دستاي طفلا جون نداره
چه قد خار از تو پاشون در بيارن
سر بابا رو ديدن روي نيزه
يتيمي رو ولي باور ندارن
***
دراي كاروان غمگينه امشب
اسيرا صورتاشونو بپوشن
كلاف ماه و خورشيدو بيارين
مسير شام يوسف مي فروشن!
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9:57 توسط محمدرضا واحدی
|