پیرامون شعر
محمد بخشی را مگر نشناسی که دوستش نداشته باشی، مگر خوب نشناسی که عاشقش نباشی، 40 کیلو وزن و این همه قناعت و مناعت، این همه صبر و رضا. سمبلی است برای خودش که رنج را خسته کرده، بیماری لاعلاج را از پای درآورده و حالا پس از پنج سال بیماری وشیمی درمان، موهای لخُتش را دوباره پرپشت می بینی که بر پیشانی اش می ریزد، بغضت می گیرد به یاد روزهایی که ...
...دیروز با دوست شاعرم علی دلفاردی ساعاتی را مهمان محمد بخشی بودیم. آنچه در پی می آید صحبتهای دوستانه ی ما با شاعریگانه ی گویش محلی جنوب استان کرمان است.
*شعر محمد بخشی...
خودم هم نمی دانم شعرهایم چی هست ولی هر چه هست در حد ستایش دوستشان دارم. شعرهایم رفیق روزهای سخت من اند. شعر محمد بخشی بویی از شعرحافظ ندارد، نسبت به شعر سهراب نمی برد ولی خودش را راضی می کند، قانع می کند، پرو بالی با آنها برای خودش می سازد، نردبانی می سازد تا با آن پله پله به ملاقات خدا برود. حالا خدا نشد بندگان خدا !
*شعر برایت چه داشته ؟
کمترینش اینکه چند تا دوست خوب پیدا کردم. اصلاً در روستای ما خیلی ها هستند از من وضعشان بهتر است ولی هنرمندان سراغ من می آیند و به من و شعر من لطف دارند .
*شعر چه خلائی را در زندگی ت پر کرده؟
هر چیزی را که نداشتم شعر جبران کرده، اگر شعرهایم را از من بگیرند که در عوض خانه و ماشین و... به من بدهند هرگز قبول نمی کنم. البته اگر خانمم سرم را کلاه نگذارد!
شعر همه چیز من است .
*با شعر محلی بیشتر تخلیه می شوی یا شعر رسمی؟
شعر رسمی جهانی تر است، عمومی تر است، ولی حسن شعر محلی این است که بهتر درد از دل مردم بر می دارد. درد مردم روستایی را، رنج قبیله ی مرا شعر محلی شیواتر به تصویر می کشد. پیامم را به مخاطب عامم بهتر منتقل می کند. فعلاً که به تحریک دوستانی چون شما خراب شعر محلی ام.
*لهجه ی اصلی خودت ارم نارم بوده؟
نه من لهجه ی پدری و مادری ام هیچکدام ارم نارم نبوده فقط لطف خدا بوده که شعرهایم را با لهجه محلی جیرفت بنویسم که تا حدودی مقبول مردم افتاده.
*و فاخرترین اشعار گویش محلی جیرفت را سروده اید.
این نظر لطفا شماست!
*شعرنو با گویش محلی ندارید؟
ذهن مردم بیشتر کلاسیک است و شعرکلاسیک را بیشتر می پسندند. ما از کودکی و لالایی مادرانمان پرورش ذهنی مان کلاسیک شده است.
*شاعران خوب محلی سرای جنوب؟
حسین شریفی واعظ
*شعرهای محمد بخشی کی قرار است چاپ بشه؟
هفته آینده!!!
*کتاب محمد بخشی را قرار است چه کسانی بخوانند؟
همین چند تا دوستی که دارم!
( البته شعرهای محمد بخشی به تعداد همه ی مردم جنوب استان خواننده ی مشتاق دارد.)
*از مجموعه های شعری که شاعران جنوب چاپ کرده اند کدام را پسندیدی؟
من به خاطر چند سال بیماری که داشتم دسترسی به کتابهای دوستان نداشتم. خودشان هم بنده را قابل ندیدند تا یک جلد کتابشان را برایم بیاورند. حتی حاضر بودم پول کتاب شان را هم بدهم!
*چرا عاشقانه می نویسی؟
چون عاشقم. من تا زنده ام عاشقی می کنم اصلا کاری به جز عاشقی بلد نیستم.
*عاشقانه هایت را بیشتر دوست داری یا اشعار اجتماعی ات را؟
مثل این است که از کسی بپرسی دخترت را بیشتر دوست داری یا پسرت را.
اما یک تفاوتی هم دارند. عاشقانه ها، روزها مرا می خندانند و شبها به من آرامش می دهند. ولی شعرهای اجتماعی روزها آرامشم را به هم می زنند و شبها اشکم را در می آورند. اصولاً شعرهای اجتماعی زمینی ترند! شعرهای زیادی دارم که بارها پای آنها نشسته ام و زارزار گریه کرده ام:
بابو بابو به گمونم دو سه ساله شُل پرین همه
مث پیش دولکن مغ بی برین همه
الگانس دختر هیز وزیر بی خدا
طایری خون عمویه، مگه ما خرین همه!
*بزرگترین آرزوت
من شدم مثل یک ماهیتابه ی تفلون، نچسب نچسب. خودم را آماده کرده ام، هر وقت حضرت عزرائیل آمد هیچ چسبی به دنیا، زندگی و هیچی ندارم. اگر درست به فلسفه ی زندگی نگاه کنی آرزوی بزرگ بی معنی می شود. آرزوی بزرگ یعنی دو دستی به دنیا چسبیدن !
*به کارهای طنز تا کجااعتقاد داری؟
تا جایی که حق را از ظالم بگیرد و شخصیت بی گناهی له نشود. طنزمسیر باریکی است که طی کردن آن خیلی مهارت و خیلی وسواس می خواهد وگرنه به ترکستانت می برد.
*چقدر در اشعارت از طنز استفاده کرده ای
من از هجو افراد نفرت دارم ولی طنز سالم را عنصر مهمی در انتقال مفاهیم بخصوص اجتماعی می دانم با بیان طنز پلشتی های اجتماعی به شکلی عریان تر و اثرگذارتر بازگو می شود.
یکی آ بال خشم مالی دزیشن
خروس و گاو مهچالی دزیشن
مواجب چوروی،کوشون براری
جوالک جیره ی سالی دزیشن
نکرشن رحمی ای ظهرو دلاله
شهینک گل گلو والی دزیشن
تفنگ سر پر آهن که پوسی
کفنتک توی دستمالی دزیشن
پدرسگ توله وون خی ای زرنگی
کُمرخوی جونه و شالی دزیشن
* تاحالا درجشنواره های شعر محلی وطنز مقامی بدست آوردی؟
من اصلا دعوت نشدم به هیچ جشنواره ای !!!
*طی 5سال بیماری کمکی از جایی، نهادی یا مسوولی به شما شده ؟
من بیشتر از کمک مالی احوالپرسی آقایان را میخواستم که دریغ داشتند. البته دکتر فدا کار این اواخر در حد 2 میلیون از هزینه های بیماریم را پرداخت که جای تشکر دارد.
من بدون شغل وبدون بیمه دراین 5 سال زندگیم را فروخته ام وخرج بیماریم را تا حالا پرداخته ام. بقیه اش هم خدا بزرگ است.
* حرف آخر ...
خانم محمد بخشی بهترین وبا گذشت ترین زن دنیاست. بدون مهربانیهای همسرم تحمل این درد کشنده غیر ممکن بود.
توضیح: مجموعه ی اشعار محمد بخشی با قول مساغد مدیرکل محترم ارشاد اسلامی جنوب بزودی جمع آوری وچاپ میشود.